شعر به چه قیمت؟-شعر جدید معاصر

ای آنکه شده اسمِ تو انسان،به چه قیمت
تزویر و طمع حیله و بُهتان به چه قیمت

تا کی بزنی لاف و به مردم بفروشی
کالای خودت را به دو چندان،به چه قیمت

دنیای خودت را بفروشی به مقامی
همنوع تو گریان و تو خندان،به چه قیمت

این پول و مقام،اینهمه ثروت به چه ارزد
با خود نبری ذره ای از آن، به چه قیمت

بالاتر از اسکندر ملعون که نباشی
گیرم که شوی رستم دستان،به چه قیمت

دین و دلِ خود را به چه ارزان بفروشی
وجدانِ خودت را تو به شیطان به چه قیمت

تنها به جهان مهر و وفا مانده و خوبی
شاید نشود فرصت ِ جبران، به چه قیمت

نا غافل اگر مرگ سراغِ تو بیاید
چشمی شود از دست تو گریان به چه قیمت

کاری نکن آنجا به خود اینگونه بگویی
ای آدم بی جنبه و نادان، به چه قیمت

شعر جدید یک نفر-سعید غمخوار

یک نفر دارد مرا هر دَم هوایی می کند
عاشقم کرده ولی بی اعتنایی می کند

بی وفا با اینکه می داند دلم درگیر اوست
مثل یک بیگانه او از من جدایی می کند

دل به سودای کسی جز او نمی گوید سخن
در دلِ من او فقط فرمانروایی می کند

آرزو کردم بماند ،در کنار من نماند
من نمی دانم چرا او بی وفایی می کند

باوجود اینکه می آزارد این دل را ولی
دل مرا همواره سمتش رهنمایی می کند

چند روزی می شود از او ندارم یک خبر
غم درون سینه ام زور آزمایی می کند

شب که می آید دلم آرام می گیرد کمی
شب مرا در گیرِ حسی ماورایی می کند

آسمان هم صحبت ماه است و می خندد ولی
ماه من پس ای خدا کی رونمایی می کند?

شعر نجمه زارع

 

 

بعید نیست سرم را غزل به باد دهد

و آبروی مرا در محل به باد دهد

بعید نیست و بگذار هرچه می خواهد

قبیله ام به دروغ و دغل به باد دهد

زبان سرخ و سرسبز و چند نقطه ...، مرا

دو صد کنایه و ضرب المثل به باد دهد

قفس چه دوره ی سختی ست ، می روم هرچند

مرا جسارت این راه حل به باد دهد

چقدر نقشه کشیدم برای زندگی ام

بعید نیست که آن را اجل به باد دهد

#نجمه_زارع

شعر زیبای جواد الماسی-گر تو باشی ماه من

 

گر تو باشی ماه من ، تاریکی شب دیدنی است
چشم تو در خواب باشد ، نازنین بوسیدنی است

خالق هستی چو نقاشی ، کشیده روی تو
مثل گیلاس است لبهایت ، نگارم چیدنی است

دست و پا گم میکنم ، تا بوی عطرت میرسد
ضرب قلبم چند برابر ، حال و روزم دیدنی است

میشود شاعر به شوقت ، هم قلم هم دفترم
شعردر وصف تو باشد ، نازنینم خواندنی است

گاه گاهی سر بزن ، بر عاشق دل خسته ات
رد پایت تا ابد ، بر خاطراتم ماندنی است

خنده کن بشکن سکوتی که به شبها آمده
با صدای خنده ات ، غصه ز دنیا راندنی است

عشق این سنگ صبور ، با تو شود معنا عزیز
عشق از چشمان خسته ، نازنینم خواندنی است 
#جواد_الماسی